تخته سنگ

نظرات 1


در زمان های گذشته، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل مردم را ببیند، خودش را در جایی مخفی کرد...

ادامه داستان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
     

خدایا چرا من؟

نظرات 2


"آرتوراش" قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده به ایدز مبتلا شد.

  ادامه داستان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
     

قدرت کلمات

نظرات 2


مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را کنار خود قرار داده بود. روی تابلو نوشته بود: "من کور هستم، لطفا کمک کنید."

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت ...

ادامه داستان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
     

کاسه ی چوبی

نظرات 2


پیر مردی تصمیم گرفت با پسر، عروس و نوه ی چهار ساله اش زندگی کند. دستان پیر مرد می لرزید و چشمانش خوب نمی دید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را بر زمین انداخت و شکست.

پسر و عروسش از این کثیف کاری پیر مرد ناراحت شدند و گفتند:

ادامه داستان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
     

قیمت معجزه

نظرات 2


وقتی سارا دخترک هشت ساله ای بود، شنید که پدر و مادرش درباره ی برادر کوچکترش صحبت می کنند. فهمید که برادرش سخت بیمار است و آن ها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه ی جراحی پر خرج برادرش را بپردازد.

سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت:

ادامه داستان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...