تخته سنگ

نظرات 1


در زمان های گذشته، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل مردم را ببیند، خودش را در جایی مخفی کرد...

ادامه داستان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
     

آن سوی دلتنگیها ...

نظرات 1


آن سوی دلتنگی ها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران
همه نداشتن هاست ....
دوست خوبم :

ادامه مطلب ...
     

زندگی مانند قهوه

نظرات 1



"رزا" و دوستان دوران دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی هر یک شغل های مختلفی داشتند و در کار و زندگی خود نیز موفق بودند، پس از مدت ها با هم به دانشگاه سابقشان رفتند تا با استادشان دیداری تازه کنند.

ادامه داستان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
     

نجار پیر

نظرات 1



نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد. یک روز او موضوع را با صاحب کار خود در میان گذاشت. پس از سال ها کار کردن و زحمت کشیدن او حالا به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت می خواست او را از کار بازنشسته کنند.

ادامه مطلب ...
     

چوپان و بز

نظرات 2



چوپان بیچاره خودش را کشت که آن بز چالاک از آن آب بپرد اما ... !

ادامه مطلب ...