ادامه، داستان تخته سنگ، داستان کوتاه، داستان کوتاه و آموزنده، داستان آموزنده، حکایت، قصه، داستان، مفید، چرا، چگونه، آیا، اگر، چطور، برای چه، ادامه مطلب، بهترین وبلاگ، خنده 0 تا 100، دوستان خوبم، دعا، آرزو، برای دوستام دعا می کنم، خواسته قلبی، چرا، آیا، چگونه، ادامه مطلب، بهترین وبلاگ، خنده 0 تا 100
بهترین وبلاگ سرگرمی توسط گروهی از نویسندگان خاص به نام های:
Omid.Oktam و Ramin Arezoo و Princess و Alone-77 و MahtabJoon که همگی سعی بر این داریم که شما نهایت لذت از این وبلاگ را ببرید.
با کمی مکث جواب داد: "گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر، با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگه دار و ترس را به گوشه ای بیانداز. شک هایت را باور کن و هیچ گاه به باور هایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است، در صورتی که بدانی چطور زندگی کنی."
"رزا" و دوستان دوران دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی هر یک شغل های مختلفی داشتند و در کار و زندگی خود نیز موفق بودند، پس از مدت ها با هم به دانشگاه سابقشان رفتند تا با استادشان دیداری تازه کنند.
نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد. یک روز او موضوع را با صاحب کار خود در میان گذاشت. پس از سال ها کار کردن و زحمت کشیدن او حالا به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت می خواست او را از کار بازنشسته کنند.