نجار پیر
نظرات 1
نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد. یک روز او موضوع را با صاحب کار خود در میان گذاشت. پس از سال ها کار کردن و زحمت کشیدن او حالا به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت می خواست او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد. سرانجام صاحب کار در حالی که با تأسف با این درخواست موافقت می کرد، از او خواست تا به عنوان آخرین کار، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار در حالت رو در بایستی پذیرفت، در حالی که دلش چندان به این کار راضی نبود. پذیرفتن ساخت این خانه بر خلاف میل باطنی او صورت گرفته بود. برای همین به سرعت مواد اولیه ی نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و با بی دقتی به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت کار را تمام کرد. او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد و صاحب کار برای دریافت کلید خانه به آن جا آمد.
زمان تحویل کلید، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: "این خانه هدیه ای است از طرف من به تو، به خاطر سال های همکاری."
نجار یکه خورد و بسیار شرمنده شد. در واقع اگر او می دانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن به کار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساختن آن به کار می برد، یعنی کار را به صورت دیگری پیش می برد.
این داستان ماست.
ما زندگیمان را می سازیم. هر روز می گذرد. گاهی ما کمترین توجهی به آن چه که می سازیم نداریم. سپس در اثر یک شوک و اتفاق غیر مترقبه می فهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم. اگر چنین تصوری داشته باشد، تمام سعی خود را برای ایمن ساختن شرایط زندگی خود می کنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ممکن نیست.
مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید، باشید.
دوستان منتظر نظرات گلتون هستم 
زمان تحویل کلید، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: "این خانه هدیه ای است از طرف من به تو، به خاطر سال های همکاری."
نجار یکه خورد و بسیار شرمنده شد. در واقع اگر او می دانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن به کار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساختن آن به کار می برد، یعنی کار را به صورت دیگری پیش می برد.
این داستان ماست.
ما زندگیمان را می سازیم. هر روز می گذرد. گاهی ما کمترین توجهی به آن چه که می سازیم نداریم. سپس در اثر یک شوک و اتفاق غیر مترقبه می فهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم. اگر چنین تصوری داشته باشد، تمام سعی خود را برای ایمن ساختن شرایط زندگی خود می کنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ممکن نیست.
مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید، باشید.
دوستان منتظر نظرات گلتون هستم 

