پرسیدم چطور بهتر زندگی کنم؟!

نظرات 2


پرسیدم:‌ "چگونه بهتر زندگی کنم؟"

با کمی مکث جواب داد: "گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر، با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگه دار و ترس را به گوشه ای بیانداز. شک هایت را باور کن و هیچ گاه به باور هایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است، در صورتی که بدانی چطور زندگی کنی."

پرسیدم:

 ادامه داستان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
     

چیز های مهم زندگی

نظرات 2



در آخرین روز ترم پایانی دانشگاه استاد به زحمت جعبه ی سنگینی را داخل کلاس درس آورد. وقتی که کلاس رسمیت پیدا کرد، استاد یک لیوان بزرگ شیشه ای از جعبه بیرون آورد و روی میز گذاشت. سپس چند قلوه سنگ از داخل جعبه برداشت و آن ها را داخل لیوان انداخت. آنگاه از دانشجویان که با تعجب او را نگاه می کردند، پرسید:

ادامه داستان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
     

یه همچین آدمی

نظرات 1

ادامه مطلب ...
     

خاطرات

نظرات 3




روزی خواهد رسید همچنان که در آغوش‍ ـ دیگری خفته ای به یاد من ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی‍ ــ.....
دلت‍ ــ هوایم را خواهد کرد....
به یاد خواهی اورد باهم‍ـ بودن هایمان را....
به یاد خواهی اورد خنده هایم را....
به یاد خواهی اورد اشک هایم را...
به یاد خواهی اورد اغوشم را....
مطمئنم در آن لحظه در دلت می گویی: من آغوشت را میخواهمــ ـ ..

.
.
درست مثه من که الان همین حس رو دارم
.
.
چه شباهت متفاوتی بینــ ــ ماست!!
تو دلشکسته ای
من دل شکسته ام

ادامه مطلب ...
     

زندگی مانند قهوه

نظرات 1



"رزا" و دوستان دوران دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی هر یک شغل های مختلفی داشتند و در کار و زندگی خود نیز موفق بودند، پس از مدت ها با هم به دانشگاه سابقشان رفتند تا با استادشان دیداری تازه کنند.

ادامه داستان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...