خونه ی مادر بزرگ
نظرات 1
با بـــــچه هـای فـــامیل دور مــــادَر بُــزرگــــم جـــمع شـــده بــــودیم مـــادربزرگ داشــت از
قــــدیما میــــگُــفت، هـــــمــیــنــطــوری که تـــعـــریف مــــیکرد یــــه دفـــعــه زُل زَد تـــــو چـــشـــم یــــکی از نـــــوه هــــاش
و پــــرســید:
خنده بازار کوچولو
نظرات 0مورد داشتیم که پسره با آرایش رفته بیرون خواهرش روش غیرتی شده






آن روزی که از درخت پرسیدند عایا تو با این قدرت و تنومندی از تبر میترسی؟؟؟
درخت سکوت اختیار کرد
اگه گفتین چرا؟؟
.
.
.
.
.
.
چون درخت نمیتونه حرف بزنه
نه خدایی فکر کردی درخت میتونه حرف بزنه؟؟



پسرا تو چند مورد خيلي جذاب ميشن !!!
نظرات 1
- وقتي عصبي پشت فرمون نشستن
- موقع دعوا سر مسايل ناموسي
- وقتي سر آبجيشون زور ميگن
- وقتي مامانشونو ميبوسن
- وقتي واسه تک دوس دخترشون خواستگار مياد و دپرس ميشن
- وقتي بخاطر فوتبال از کار وزندگي ميوفتن
- وقتي بهش ميگي دپرسم ميگه غلط کردي بيا بغلم ببينم
- وقتي تو بغلش اشک ميريزي با دستاش صورتتو ميگيره ميگه ديونه تو منو داريا
به سلامتی خودمون که این همه باحالیم و جذاب (البته من خودم تو همه حال جذابم
)

